محمد تقي جعفري
101
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ميان حيوانات وجود ندارد ، در صورتى كه قسمت عمده اى از كارزارها و كشتارهاى بشرى را در تاريخ همين پديده تشكيل داده است . 6 - حيوانات مانند انسانها داراى پيامبران و مصلحان و خيرخواهان و دانشمندان و فلاسفه ، نيستند كه براى لزوم تعديل قدرت قدرتمندان و اتحاد آنان فريادها برآورند ، و فداكارىها نمايند . در حالى كه انسانها به اضافهء عقل و وجدان درونى ، از وجود چنان پيشروان انسان دوست برخوردار بودهاند . 7 - حيوانات فتنه و آشوبهاى كشنده بر پا نمىكنند در صورتى كه انسانها اين گونه تلاطمها را بوجود مىآورند و همهء ارزشها و اصول و قوانين را مختل مىسازند . 8 - حيوانات از تفكر در بارهء تحولات سازنده و نيروهايى كه تحولات مزبور را بوجود بياورد ، محرومند ، ولى انسان با داشتن تفكر و نيروهاى مزبور ، هنوز نتوانسته است قدرت تحول آفرين خود را به سود همه جانبهء خود و ديگران بجريان بياندازد . به اين معنى كه انسان به هر دگرگونى كه اقدام كرده است بدانجهت كه خودخواهىهايش را نتوانسته است مهار كند ، اغلب تحولاتى را كه بوجود آورده است به زيان ديگران تمام كرده است . اين است نتايج منافرت كه در جملهء امير المؤمنين عليه السلام ممنوع اعلان شده مردم را از آن بر حذر داشته است . به بيان دردها نپردازيد ، درمان دردها را بگوئيد ممكن است شما بگوئيد : اينها دردهايى است كه در طول قرنها مورد توجه هشياران بوده ، امروز هم فرد خردمندى پيدا نمىشود كه از اين دردها بىاطلاع باشد ، در بارهء درمان بينديشيد ، راهى را براى خروج از اين بن بستها نشان بدهيد . اين اعتراض كاملا صحيحى است كه در اين مورد گفته مىشود . ولى با نظر به دو علت مهم بيان دردها در درجهء اول قرار مىگيرد : علت يكم - ما مىدانيم كه اغلب مردم از شناخت اصول دردها ناتوانند ، زيرا تا خود بطور مستقيم درد را احساس نكنند ، دردهاى غير مستقيم و آنچه را كه دامنگير ديگران است ، درك نمىكنند . از طرف ديگر همين مردم كه اكثريت را